بازم اومدم با دستای برای دعا...اومدم که از عشقم یگم...از زندگیم...از امیدم...از هستیم...از اونیکه هرچی تاحال داشتم ازا و بود...این آهنگه زیبای گوگوش رو تقدیم میکنم به خودشو خودش...
ما بهم مهتاجیم...مثله گندم به زمین...مثله شورزار به آب...ما بهم مهتاجیم...ما بهم مهتاجیم...ما بهم مهتاجیم مثله ماه به آدما مثله یه ماهی به آب..مثله آدم به هواا...ما بهم مهتاجیم...ما بهم مهتاجیم....دستامون از هم اگر دور بمونه، شبه شیشه ای دیگه نمیشکنه...از تو این شیشه همیشگی...خورشیده مقوایی سر میزنه...به عزای دوریه دستای ما...کوچها ساکت و بی صدا میشن...بوی رخوت همجارو میگیره ...همیه درها به قربت وا میشن..جادهامون که به خورشید میرسان...مثله تاریکی بی انتها میشن...ما بهم مهتجیم مثله گندم به زمین...مثله شورزار به آب...ما بهم مهتاجیم ..ما بهم مهتاجیم...ما بهم مهتاجیم....
دوست دارم خیلی زیاد