عشق نعمت خدایی است...

حالا که بهش رسیدم...حالا که دیگه مطمین هستم مال خود خودمه میخوام بهش بگم. . .


دستم بگیر ، دستم را تو بگیر

             التماس دستم را بپذیر

                                 درمانی باش

                                           پیش از آن که بمیرم


 باشه عشق من؟(بگو قبول قبول )

ای خدا...

خدایا از تو می خواهم

 از تو ای خالق بی همتا

از تو ای افریدگار زیبایی ها

از تو ای خالق عشق

                             آتش عشق را در من سوزانتر کن

                     و کمکم کن تا همیشه دوستش داشته باشم

زندگی من...

من نمیخواهم جز تو به کسی نگاه
بیندازم و عشق بورزم

کاش از عشق تو می مردم ، کاش می مردم تا با
دلی عاشق ، آن هم عاشق تو از دنیا بروم
اگه روزی دل من به جز تو عاشق کسی دیگر شد آن زمان بدان که دیگر پایان
زندگی من است و پایان داستان عشق
کلمه دوستت دارم که از زبان من بلند می شود تنها برای تو است … من به
جز تو به کسی دیگر این کلمه را نخواهم گفت ، بگذار حسرت کلمه دوستت
دارم از طرف من در دل همگان بماند ، تا همه بفهمند من تنها عاشق تو می
باشم
بگذار همه حسرت مرا بکشند ، و تو نیز در مقابل حسرت دیگران به من افتخار
کن! افتخار کن چنین عشق و همدمی نصیبت شده است ، عشقی که تا ابد
خواهد ماند…
من مغرور شده ام ، مغرور عشقی که به تو می ورزم شده ام، غرور من به
خاطر عشق بیش از حد نسبت به تو می باشد … غروری که پایانش رنگ آغاز
زندگی است…